ادبیات عرب متشکل از دو بخش صرف ونحو است

صرف: شناخت تغییرات کلمات و غرض این تغییرات را علم صرف گویند.

مثال:شناخت تغییرات کلمه ذَهَاب (رفتن) که به صورت فعل ماضی ذهبتُ (رفتم)

وفعل مضارع نَذهبُ(می رویم)و اسم فاعل ذاهب(رونده)و.....تغییر می یابد،

شناخت این تغییرات برعهده علم صرف است.

علم نحو:شناخت نقش و جایگاه کلمات ودر برخی موارد نقش جملات برعهده علم نحو است .

وتشخیص حرکت(اعراب)اخر کلمه برای فهمیدن نقش کلمات اصل ترین وظیفه این علم است.

مثال:ضَرَبَ محمدٌ علیاً  {زد محمد علی را}

در این جمله ضرب فعل است و محمد فاعل وعلی مفعول .فهم نقش این سه کلمه براساس اعراب ان ها استهدف علم صرف کلمه سازی و شناخت کلمات است